خانه وبلاگ
ايميل من
آرشیو وبلاگ
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
لینک دوستان
غم تنهايی
تنهايی من
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
قالب هاي وبلاگ
جامعه مجازی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
نمیدونی پشت این همه سکوتم به چه اندازه دلم ، غرق نیازه گرچه توی این بغض نگاهم پر از حرفای نگفته ی زیادیست نمی تونم به زبون بیارم حرفام از ترس که بشه غمین ، دل عزیزت ترسم از گفتن حرفای دلم نیست ترسم از طاقت توست واسه شنیدن اما مهربانترین عزیز دنیا من همش به بودنت ، نیازمندم نمی خوام توی این دنیای بی رحم دل بی تاب و تبم تنها بمونه نمی دونم که عزیزم دل نازت به چه اندازه میخواد با من بمونه اما این دل شکسته ی من تا ابد به پای تو اسیره
سلام با عرض شرمندگی و پوزش از همه دوستای گلی که با خوندن اين پست يا پست های ديگه حتی ذره ای دلشون آزرده شد.منو ببخشيد. معذرت از اينکه حرفای اين دل سرد و تلخه ... چند خطی مینویسم ای نگار تا بماند پیش چشمت یادگار قصه من قصه یک درد نیست درد من از سرنوشت سرد نیست حرف من حرف دل است و غم یار حرف من بغض شکسته، در بهار زندگی چون غم و من ، چون ، غمکده بی سبب ناید به چشمم ، ماتمکده لحظه هایم من همه ، دلتنگی است خوب میدانی، نگارم، زندگی بی تو، گریه است درد من درد تهی از لطف نیست درد من، آخرین ، قصه پر درد نیست روز من، کار و شبم ، اندیشه است لحظه هایم پر ز تصویر تو است گوش کن ای مهربان ، دلدار من قصه من ، قصه رویای من پر ز تشویش و آه بر لب است روزهایم، همه ، بی بال و پراست نازنینم ، خوب میدانی که سرنوشت آخر بازیش را ، چه نوشت من نگویم قصه اش درد و غم است من نگویم بازیش ، بی رحمی است مهربانم ، لحظه هایم بی تو سرد است و غمین من فقط از زندگی دارم یکی خواهش ، همین کاش باشم همیشه ، با تو ای دلدار من کاش باشم من فدای تو، ای نازنین ، غمخوار من من فقط از لحظه ها دارم یکی شادی ، که این پر ز اندیشه به لطف تو ، نگاهت باد ، نازنین درد من درد فراق و غم من دوری تو کاش میشد سرنوشت را بار دیگر از، نو سرود ... 



یه ساعت یه دیدار یه جاده یه کلبه یه آغوش یه دنیا محبت یه دنیا خاطره تمام سهم من از دیروز (پ.ن.1) ... دلتنگی درد غم اشک حسرت آه پ . ن .1 یه دنیا خاطره:(- عزیزجون مهربونی که با زحمت نون میپزه - نفس معطر دوستای گلی که پر محبتن... - یه دنیا سکوت پشت تموم حرفا ... - زحمتای باباجونی که نگاش پر از محبت و صداقته ... - ترکه ... بنز ... آینه بغل ... کش شلوار ... - گرمای دستائی که قلب مهربونش به دستام جون میده ... - شمردن ستاره های سقف تا خود صبح ... - گوش دادن به سکوت توی ثانیه های بی اتمام ... - هل دادن ماشین توی سرمای صبح تابستون!!! ... - و زمزمه آهنگ ... ... توی قلب من توئی ، اینو هیچ کس نمیدونه از دو تا چشم سیات ، اینو هیچ کس نمیخونه دل خستم شب وروز، هی سراغ از تو میگیره اگه ترکم بکنی ، دیگه از غصه میمیره تا صبح از عشق تو بیدار منم عاشق لحظه ی دیدار منم اگه صد بارم برام نازبکنی ناز چشمات رو خریدار منم... و ...آروم نداره قلب من ، دلم یه گوله آتیشه اگه نباشی این دلم ، تا به ابد تنها میشه توی باغم ، گل سرخی ، دلم پیش دلش گیره جائی رو من سراغ دارم که دل آروم نمیگیره با اینکه این گل نازم ، اسیر خاک تقدیره دلم از سینه سرخش ، سراغ عشق و میگیره براش چند قطره بارون ، همش سیلاب و دریا بود تن سرخش زیر بارون ، مثه مخمل چه زیبا بود اگه فهمیدی رازش و تو چشماش یا اینکه از دل همیشه تنهاش بدون گلت ، دلش یه جائی گیره اگه باشی پیشش ، آروم میگیره مبادا تو دیگه تنهاش بزاری تک و تنها توی دنیاش بزاری دل مسافری که باز دوباره هوای دیدن گلش رو داره ... ) پ . ن .2 نگو دیره ، نگو دیره که دلم بی تو میمیره بگو که همیشه عاشقم میمونی ، ای عشق من زیر بارون، زیر بارون،به یاد توگریه کردم چرا رفتی ، چرا رفتی ، ای عشق من بمون ، بمون ، نرو تنهام نزار ، دلم میمیره صدا، صدا ، صدای خنده هات یادم نمیره ، نمیره خدا ، خدا ، تنها پناه دلخستگی هام نرو تنهام نزار گریم میگیره 























من ندانم تو چه دیدی یا کجا چیا شنیدی که دل از من تو بریدی وقت رفتن خیلی زود بود دل من رو خیلی ساده بی اراده، با دوتا پای پیاده به کجاها که کشوندی دلمو به غم نشوندی بودنت برام نفس بود لحظه هام پر از عطش بود دستای خواهش من باز واسه دست تو دراز بود همه بودت بودنم بود همه هستیم خواستنت بود دل من مثل همیشه عاشق زارچشات بود من نخواستم که فدام شی اسیر لحظه هام شی من فقط ترو میخواستم واسه چشمام سایه بان شی من ترو اسیر نخواستم که به پای من حروم شی یا برای داشتن من همه جا ورد زبان شی من نخواستم که دل من راز چشمات رو بخونه هر چی خوبی کرده بودم همه رو باطل ببینه واسه من تلخیش چه کم بود اگه وقت رفتنت باز جای نیش و زخم کاری یه نگاه مهربون بود دل من هر چند کوچیکه اما باز ترو میبخشه مگه این دل اسیرم میتونه بی تو بمونه 


عشق لحظه ی دل انگیزتلاقی یک احساس در تلاطم دو دریاست 
تضمین احساس من و تو ، دست من 
ضمانت تلاطم دو دریا ، پای تو 
من از آن میترسم که مبادا نکند شاخه ی نازک پیوند دلم و قلب تو یار به همان سادگی دل باختن لحظه اول شکند چه کنم ترس به جانم افتاده که مبادا، دل بی جان مرا، در بی خبری بگذاری و سراغ کس دیگر بروی نه، هراسم نه از اینست، که غم تنهائی به سراغ دل شیدای زبونم آید نه ، هراسم همه اینست ، که مبادا دل تو دست کسی افتد که ترا لایق و شایسته، نشاید همه ترسم همه اینست ، مبادا آن دل عاشق و شیدای تو یار لحظه ای درد بگیرد آهی از لب تو خیزد و بگوئی آه که چقدر بازی این چرخ و زمانه همه تکرارست و به ترتیب و به نوبت ... 

آسمان نگاه تو همیشه سبزست ومن
محو تماشای نگاهت
نازنین
سهم من از
تمام دنیای زیبای تو
لحظات اندک نگریستن به توست
..
توی غربت چشمام دیگه هیچ شاپرکی نیست
توی این سینه خستم دیگه هیچ درددلی نیست
وقتن رفتن شده نازم دیگه هیچ وقتی نمونده
اما این نگاه آخــر ، منو تا کجا کــــــشونده
جسم من میره از اینجا ، ولی روح من اسیره
تا ابد ای گل نــازم ، دل من برات میــــــمیره
فکر نکن که رفتن من ، هوسه ، به اختیاره
نه عــــــــزیزم رفتن من کاره تلـــخ روزگاره
...





پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٥ -
به آب و آتیش میزنم
قصه دیگه تموم شده
فصل تمام خوبیا
یکدفعه پایونی شده
هرچی که صداقته
همه ، تکراری شده
لفظ تمام واژه ها
خواستنای زوری شده
راه گریز بسته شده
دل ولی وابسته شده
...
برای من نوشتی
که قصمون تموم شد
این همه دوری ما
حکم جدائی مون شد
برای من نوشتی
که لحظه آخره
هر چی گذشت بینمون
تو دنیامون ، خاطره
برای من نوشتی
کاشکی ز روز اول
ترو ندیده بودم
دل رو به این آسونی
به پات نباخته بودم
برای من نوشتی
که دیگه از تو سیرم
دلم ترو نمیخواد
بهونه هم ندارم
برای من نوشتی
فصل جدائی رسید
بهونه ها تموم شد
وداع آخر رسید
برای من نوشتی
دیگه فراموشم کن
فکر کن منو ندیدی
این قصه رو تموم کن
...
منو بگو چه ساده
به پای تو نشستم
غزل غزل سرودم
تمام خوبی هات رو
دلم رو من چه آسون
به دنبالت کشوندم
...
برای تو نوشتم
محاله باور کنم
دیگه منو نمیخوای
دل از من تو بریدی
برای تو نوشتم
توئی، تو سرنوشتم
جدائی رو نمیخوام
با تو توی بهشتم
برای تو نوشتم
این دل کوچیک من
تنها ستارش تو هستی
تمام هستیش هستی
برای تو نوشتم
عشق درونی ما
حکم وصال ما، دوتاست
بودن با هم سزا هست
برای تو نوشتم
اینو بدون همیشه
برای تو میمیرم
به پای تو اسیرم
برای تو نوشتم
محاله باور کنم
حرفای بی حساب رو
حرفای نامه هات رو
برای تو نوشتم
هیچ وقت نمیشه روزی
این دل دیوونم رو
ز تو جدا، من کنم
برای تو نوشتم
بدون عزیز دلم
هر کجا که تو باشی
تو عشق من میمونی
واسم عزیزترینی
تو خاطرم میمونی
برای تو نوشتم
دوست داشتنت واسه من
قصه تکراری نیست
که دل از تو بگیرم
ترو فراموش کنم
یا واسه ی یه لحظه
سراغ از تو نگیرم
نه مهربون نازم
تونمیتونی بری
منو تنها بذاری
میخوام که با تو باشم
سبد سبد محبت
به لحظه هات بپاشم
...
پيام هاي ديگران () link جمعه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٥ -

